Lyrics

Aghaze shirin

تو ای آغاز شیرین

امید هر سر انجام

برای هر ترانه

تو ای همیشه الهام

دلیل هر سرودن

تو هستی…

تو ای شکوه پرواز

تو ای لطیف تر از یاس

مثل کویر و بارون

برهنه باش در احساس

یگانه ناجی عشق

تو هستی…

تو ای زلال جاری

تو ای دریای آرام

بذار غرق تو باشم

بشورم خستگی هام

میشه از تو پلی زد

به رویا…

میشه از تو شروع کرد

باید با تو طلوع کرد

میشه در تو گذر کرد

باید با تو سفر کرد

تو ای شوق رسیدن

به فردا…

در امتداد افکارم

من از عشق تو سرشارم

چه لبریز همه ذرات من

از حس عشقت…

تویی عشقم تو معبودم

تویی بهشت موعودم

خدایی کن که در مهراب دل

تنها تو هستی…

عشق من تنها تو هستی

عشق من عشق من عشق من

تو هستی…

Ariaee nejad

کاری مشترک با خانم شکیلا و شعر از فردوسی بزرگوار که هر چه در وصفش صحبت شود کم است. همیشه در برابر کارهای غیر قابل وصف سکوت کردم چون راهی برای وصفش نیافتم. آریایی نژاد را باید با گوش دل شنید تا شاید یادمان آید چه بودیم و چه آرمان های والایی داشتیم

:شکیلا

در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودن جز مردمی پاک دین

چو مهر و وفا بود خود کیششان

گنه بود آزار کس پیششان

:شهریار

همه بنده ی ناب یزدان پاک

همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد

ز پشت فریدون نیکو نهاد

کجا رفت آن دانش و هوش ما

که شد مهر میهن فراموش ما

نبود این چنین کشور و دین ما

کجا رفت آیین دیرین ما

:شکیلا

گران مایه بود آن که بودی دبیر

گرامی بدان کس که بودی دلیر

به یزدان که گر ما خرد داشتیم

کجا این سرانجام بد داشتیم

:شهریار

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت

نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آن روز دشمن به ما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت

:شکیلا

از آن روز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده ، کد خدایی کند

کشاورز باید گدایی کند

:شهریار

اگر مایه ی زندگی ، بندگی است

دو صد بار مردن به از زندگی است

:شکیلا

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم

برون سر از این بار ننگ آوریم

:هم خوانی

اگر مایه ی زندگی بندگی است

دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم

برون سر از این بار ننگ آوریم

Baran ke shodi

باران كه شدى مپرس اين خانه كيست

سقف حرم و مسجد و ميخانه يكيست

…باران كه شدى پياله ها را نشمار

جام و قدح و كاسه و پيمانه يكيست

با سوره دل اگر خدا را خواندى

حمد و فلق و نعره ى مستانه يكيست

اين بيخردان خويش خدا ميدانند

اينجا سند و قصه و افسانه يكيست

باران، تو كه از پيش خدا ميايى

!توضيح بده عاقل و ديوانه يكيست

بر درگه او چونكه بيفتند به خاك

شير و شتر و رستم و موريانه يكيست

از قدرت حق هر چه گرفتند به كار

در خلقت تو، و بال پروانه يكيست

گر درك كنى خودت خدا ميبينى

دركش نكنى، كعبه و بتخانه يكيست

Ba tamame ashk ha yam

شعری زیبا از فریدون مشیری که بسیار با شرایط بعد ار خرداد ۸ ۸ ایران مطابقت داشت..کاری در اعتراض به ریختنن خون ایرانی بر خاک ایران حوادثی که دل هر کس را که ذره ای پایبند و عاشق ایران بود را به درد آورد. کاری که بر همه نا مردمان یادآوری میکند که آه مادران ایران روزی گریبانتات را خواهد گرفت

شرمتان باد ای خداوندان قدرت ، بس کنید

بس کنید از این همه ظلم و قساوت ، بس کنید

ای نگهبانان آزادی ، نگهداران صلح

بس کنید ، بس کنید ، بس کنید ، بس کنید

گر نه کورید و نه کر ، گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند ، بشنوید و بنگرید

بشنوید این وای مادر های جان آزرده است که اندرین شب های وحشت سوگواری می کنند

بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند

بنگرید این کشت زاران را که مزدورانتان ، روز وشب با خون مردم آبیاری می کنند

بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر ، دم به دم بیدادتان را بردباری می کنند

دم به دم بیدادتان را بردباری می کنند

با تمام اشک هایم باز نومیدانه خواهش می کنم

بس کنید ، بس کنید ، بس کنید ، بس کنید

فکر مادرهای دلواپس کنید

بس کنید ، بس کنید ، بس کنید ، بس کنید

رحم بر این غنچه های نازک و نو رس کنید

بس کنید

Ba to

با توام ای که نگاهت

منو با عشق آشنا کرد

تو دلم حرم نفسهات

فصل سرما رو فنا کرد

تویی اونکه تو وجودت

نیمی از خودم رو دیدم

با حضور عاشقونت

به خود خودم رسیدم

با تو شادم باتو مستم

دستتو بذار تو دستم

بی تو جون میدم به ظلمت

با تو عشقو می پرستم

با تو شادم باتو مستم

دستتو بذار تو دستم

بی تو جون میدم به ظلمت

با تو عشقو می پرستم

گم شدم تو شب چشمات

تو شدی فانوس راهم

تو شدی ماه و ستاره

تو شب سرد و سیاهم

با حضورت میشه حس کرد

یه نفس بوی بهارو

میشه از لبای تو چید

Baghalam kon

بغلم کن عشق خوبم بزار حس کنم تن تو

از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تن تو

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست

ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا

بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا

مثل مجنون پیش لیلا

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا

بغلم کن تا نمیرم بی تو،تو دستای سرما

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه

حتی ماه به حرمت ما،عاشقونه تر می تابه

بغلم کن عشق خوبم بزار آرامش بگیرم

سر بزارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم

جز سر انگشتهای گرمت تن من عشقی ندیده

دست بکش رو گونه ی من، منو خواب کن تا سپیده

Baghe khial

عاشقانه از تو گفتن

فصل آغاز سلام

با تو بودن

جون ﺳﭙردن

خطﭘایان کلامه

بی تو بودن

حرف تلخه قصه ای که نا تمامه

عکس تو خورشید قلبم تا ابد توی نگامه

تو کدوم باغ خیالی

عطر شبنم رو تو داری

این همه نو رو ستاره

واسه شب هدیه می یاری

ای تولد دوباره

ای حضور خوب و ساده

یه چراغ روشنی تو

تو عبور از شب و جاده

عاشقانه با تو باید

رفت به سوی صبح دیدار

لحظه ها رو جستجو کرد

تو رو دید در وقت دیدار

توای که همیشه هستی

چشمات می گه عاشق هستی

تو کلام خوب عشقی

دل به عشق من تو بستی

تو کدوم باغ خیالی

عطر شبنم رو تو داری

این همه نو رو ستاره

واسه شب هدیه می یاری

ای تولد دوباره

ای حضور خوب و ساده

یه چراغ روشنی تو

تو عبور از شب و جاده

Baroon

دلم می خواد که خورشیدو از آسمون بیارم

یه وقت نگی که من تو رو یه دنیا دوست ندارم

دلم می خواد که مهتابو بیارم توی خونه

شبو با تو سحر کنم اما چه عاشقونه

بارونی بارونی، دلم کویر لوته

قسم بزرک من، قسم به تار موته

ببار ببار رو تن خستم، از عشق سیرابم کن

با قصه های شیرینت منو هر شب خوابم کن

ببار ببار کویر لوتم، کولاکی، سیلابم کن

بیا منو با تب عشقت، بی تاب و بیتابم کن

بارونی بارونی، دلم کویر لوته

قسم بزرک من، قسم به تار موته

Behesht

چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که اینجایی

تویی معنای دوست داشتن

تویی که بی وقفه زیبایی

چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که اینجایی

تویی معنای دوست داشتن

تویی که بی وقفه زیبایی

با تو آروم و خوشبختم

با تو سرشارم از شادی

تو رویایی ترین عشق

همه عالم رو بهم دادی

همش لطف خدا بود که

به این دیوونه دل بستی

برای من بهشت یعنی

همون جایی که تو هستی

چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که اینجایی

تویی معنای دوست داشتن

تویی که بی وقفه زیبایی

همه مبهوت اینن که

چه همرنگ و هم آوازیم

ما با این عشقمون داریم

هزار افسانه می سازیم

خدا از معنی قبله

تا لبخندت برام پل زد

روزی هزار دفعه باید

به لبخندهای تو زل زد

چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که اینجایی

تویی معنای دوست داشتن

تویی که بی وقفه زیبایی

چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که اینجایی

تویی معنای دوست داشتن

تویی که بی وقفه زیبایی

چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که اینجایی

تویی معنای دوست داشتن

تویی که بی وقفه زیبایی

Bemoon

قشنگ روزگار من، خوش اومدی به قصه هام

آشتی دادی منو با عشق،آتیش زدی به غصه هام

تازه عروس حجله ی ترانه های من شدی

بلای جون و غصه و بهونه های من شدی

اومدی و به عشق تو با خودم اندازه شدم

به یمن خیر قدمات ،دوباره من تازه شدم

بمون که موندنت برام دلگرمی و آرامشه

دستام برای داشتنت پراز نیاز و خواهشه

چه خوبه در تو گم شدن ،پرسه زدن توی چشات

چه خوبه گر گرفتن از حریر ناب خنده هات

چه دلنشینه لحظه هام ،وقتی که با تو سر میشن

دلواپسی هام پیش تو عاصی و دربه در میشن

Bitab

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

توی رویا هر شب

تو میای در خوابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

بی تابم

تویی اون پرنده که

تنها رفیق قله هاست

تویی اون گنج که

هیچ کسی نمیدونه کجاست

تو همون پروانه ای

که رو برگ گل نشست

تو همون طبیعتی که

هیچ کسی نبرده دست

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

توی رویا هر شب

تو میای در خوابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

بی تابم

من برات بی تابم

مهربون سنگ صبور

مثه عاشقی غریب

توی سرزمین دور

مثه سایه های شب

واسه ی یه قصرنور

پیش تو باکی نیست

اگه بشکنه غرور

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

توی رویا هر شب

تو میای در خوابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

بی تابم

تو مثه دلهره ی

اون نخستین بوسه ای

مثه شوق بچه ها

با شروع قصه ای

تو همون لطافت

پاک عشق اولی

لحظه ی جدا شدن

مثه حرف آخری

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

توی رویا هر شب

تو میای در خوابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

بی تابم

تویی لالایی خواب

تو خود آرامشی

تو همون امنیت

دستی پر نوازشی

تو مثه جاذبه ی

برق یک ستاره ای

تو همون زیباییه

شب یک خاطره ای

من برات بی تابم

من برات بی تابم

توی رویا هر شب

تو میای در خوابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

بی تابم

من برات بی تابم

مهربون سنگ صبور

مثه عاشقی غریب

توی سرزمین دور

مثه سایه های شب

واسه ی یه قصرنور

پیش تو باکی نیست

اگه بشکنه غرور

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

توی رویا هر شب

تو میای در خوابم

من برات بی تابم

من برات بی تابم

بی تابم

Chel chele ha

شعری با مضمون اجتماعی- وطنی و البته سیاسی .بیان غمی عظیم در دوری از وطن

و در بیان مفهوم سیاسی همین بیت کافی است:

« خود ندانم که وطن را چه به طوفان افکند/ سستی یک دله ها یا ستم صد دل ها»

مفهوم صبر و استقامت در کارهای شهریار عزیز بسیار به چشم می خورد

«راه پیکار وطن میروم و باکی نیست/مانده بر پایم اگر سوزش این آبله ها»

چون بر آیند ز آفاق وطن چلچله ها

من و با چلچله ها از غم دوری گله ها

من و با چلچله ها از غم دوری گله ها

لاله ای گشت و بر آیینه خورشید شکفت

خون سرخ شفق از خنجر این فاصله ها

خون سرخ شفق از خنجر این فاصله ها

شب اگر اشک من سوخته ریزد به زمین

صبح گیتی,همه ویران شود از زلزله ها

صبح گیتی,همه ویران شود از زلزله ها

خود ندانم که وطن را چه به طوفان افکند؟

سستی یک دله ها یا ستم صد دله ها ؟!

راه پیکار وطن می روم و باکی نیست

مانده بر پایم اگر سوزش این آبله ها

مانده بر پایم اگر سوزش این آبله ها

مانده بر پایم اگر سوزش این آبله ها

دانم آنقدر که هر کودک گهواره نشین

شیر غران شود و بشکند این سلسله ها

دیگر آن روز بجز نغمه آزادی و عشق

نشنود گوش کسی از جرس قافله ها

خاک غوغا همه با اشک محبت شویند

چون بر آیند ز آفاق وطن چلچله ها

Cheghadr khoobeh

همین حسی که دارم

حتی وقتی از تو دورم

تلخ و بیمارم

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

همین بس که می دونم

خوب خوبی

خواب خوابی

من که بیدارم

چقدر خوبه

چقدر خوبه

همین بغضی که دارم

همین ساز شکسته

دلیل از تو مردن

از تو رفتن

تا تو برگشتن

چقدر خوبه

همین اشکی که غلتید

همین دستی که لرزید

همین دردی که پیچید

از غم تو

در صدای من

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

تازه شو

باز از نو

چه کسی بهتر از

خود تو

گل دادن

سررفتن

رسیدن

به اوج خود من

تازه شو

باز از نو

چه کسی بهتر از

خود تو

گل دادن

سررفتن

رسیدن

به اوج خود من

همین حرفی که گم شد

از لب من تا ترانه

از تو پر باشه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

همین آهو که گم شد تا دوباره کودکانه

از تو پرباشه

چقدر خوبه

چقدر خوبه

چقر خوبه

که هستی

اگه حتی بد بد

اگر حتی غریبه

مثل سایه

ادامه ی من

چقدرخوبه

چه بی نور ستاره

همین که تو بخندی

چه بی رنگ اقاقی

پیش لبهات

وقت شکفتن

چقدرخوبه

چقدرخوبه

چقدرخوبه

چقدرخوبه

چقدرخوبه

چقدرخوبه

چقدرخوبه

چقدرخوبه

Cheshm entezar

چشم انتظار من باش

تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم

ای نازنین ترین یار

چشم انتظار من باش

من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق

تنها به شوق دیدار

عاشق تر از همیشه

ماندی در انتظارم

چون سایه لحظه لحظه

تو بودی در کنارم

نامی دگر به جز تو

با قلبم آشنا نیست

یه لحظه خاطراتت

از خاطرم جدا نیست

چشم انتظار من باش

تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم

چشم انتظار من باش

در خاطرت نگه دار عهدی که با تو بستم

من که غرور خود را در پای تو شکستم

ای تو همیشه با من من با تو هستم

بی تو بی قرار این قلب عاشق من

ای هم نفس چه زیباست با تو نفس کشیدن

عاشق تر از همیشه به تو رسیدن

چشم انتظار من باش

تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم

ای نازنین ترین یار

چشم انتظار من باش

من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق

چشم انتظار من باش

عاشق تر از همیشه

ماندی در انتظارم

چون سایه لحظه لحظه

تو بودی در کنارم

نامی دگر به جز تو

با قلبم آشنا نیست

یه لحظه خاطراتت

از خاطرم جدا نیست

در خاطرت نگه دار عهدی که با تو بستم

من که غرور خود را در پای تو شکستم

ای تو همیشه با من من با تو هستم

بی تو بی قرار این قلب عاشق من

ای هم نفس چه زیباست با تو نفس کشیدن

عاشق تر از همیشه به تو رسیدن

چشم انتظار من باش

تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم

ای نازنین ترین یار

چشم انتظار من باش

من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق

چشم انتظار من باش

Del khosh

تو این روزای بی کسی که هرکی فکر خودشه

منکه بریدم از همه دلم فقط به تو خوشه

وقتی تو هستی دلخوشیم بیخودی پرپر نمیشه

دلواپسی در به دره چشم منم، تر نمیشه

دلم به بودنت خوشه

دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من

دلم به چیدنت خوشه دلم به چیدنت خوشه

دلم به بودنت خوشه

دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من

دلم به چیدنت خوشه دلم به چیدنت خوشه

حس قشنگ ما شدن با بودنت تازه میشه

آخه زیره سایه ی تو دلش میخواد قد بکشه

به جز تو پای هیچ کسی به فکر من وا نمیشه

شب سیاهه بیکسی بی تو که فردا نمیشه

دلم به بودنت خوشه

دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من

دلم به چیدنت خوشه دلم به چیدنت خوشه

دلم به بودنت خوشه

دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من

دلم به چیدنت خوشه دلم به چیدنت خوشه

من که دلم با دیدنت تا آسمون پر میکشه

اگه بذاریو بری طفلکی دیوونه میشه

من که دلم با بودنت جون میگیره تازه میشه

راستی نگفتی نازنین دل شما به چی خوشه

دلم به بودنت خوشه

دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من

دلم به چیدنت خوشه دلم به چیدنت خوشه

دلم به چیدنت خوشه

دلم به بودنت خوشه

دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من

دلم به چیدنت خوشه دلم به چیدنت خوشه

دلم به چیدنت خوشه

Deldari

کفترنازنقره پر

گریه نداره روزگار

من اومدم تموم کنم

قصه تلخ انتظار

بزارکه زخم بال تو

با مرهم آشنا کنم

خدای غمخواری شم و

به عهدمون وفاکنم

غصه تو گم کن توغزل

این شب ما جاری توست

بدون تمام شعرمن

برای دلداری توست

غصه تو گم کن توغزل

این شب ما جاری توست

بدون تمام شعرمن

برای دلداری توست

مثل ستاره ماهیا

چراغکای روی آب

مثل ذهن پدربزرگ

میکده ی حرفای ناب

من پر رویا اومدم

بایه شاخه گل قشنگ

تا با تو هم رقص بهار

رهابشم تو خواب ناز

غصه تو گم کن توغزل

این شب ماجاری توست

بدون تمام شعرمن

برای دلداری توست

غصه تو گم کن توغزل

این شب ما جاری توست

بدون تمام شعرمن

برای دلداری توست

Delroba

وقتی شب برهنه میشه

تو یه ماهه دلربایی

تو همون یار عزیزی

که همیشه باوفایی

منو سفره چین مهتاب

با ترانه آشنا کن

شب شاعرانه ای با

گرمیه واژه به پا کن

یه طلوع تازه میخوام

یه حریم بیکرانه

بعد شب نشینیه ماه

یه شروع جاودانه

یه طلوع، رنگ تن تو

جنس ابریشمه آغوش

زیر سایه ی همیشه

با تو از غصه فراموش

بگو از تاج ترانه

غزلای عاشقانه

بگو از مخمل آواز

تو و رقصو منو پرواز

تو که جون دادی به دستام

با نوازش نفسهات

منو همراهه ستاره

بِبَرَم تا شب یلدات

یه طلوع تازه میخوام

یه حریم بیکرانه

بعد شب نشینیه ماه

یه شروع جاودانه

یه طلوع، رنگ تن تو

جنس ابریشمه آغوش

زیر سایه ی همیشه

با تو از غصه فراموش

یه طلوع تازه میخوام

یه حریم بیکرانه

بعد شب نشینیه ماه

یه شروع جاودانه

یه طلوع، رنگ تن تو

جنس ابریشمه آغوش

زیر سایه ی همیشه

با تو از غصه فراموش

Dooset daram

دیگه تو چشمای من چیزی نمونده از نگات

نیستی تو این خونه نمی پیچه زنگ صدات

نفسام کم میارن اسمتو توی لحظه ها

حتی توی ذهن من خالیه جای طعنه هات

دوست دارم یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه

دوست دارم یه عالمه

دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه دوست دارم یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه

دوست دارم یه عالمه

دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

حالا از نبودنت چشمایی باغچه تر شده

رفتی یو این دله من انگاری در به در شده

بعد تو قناری هم بغض کرده کوشه قفص

اونم از رفتن تو انگاری با خبر شده

دوست دارم یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه

دوست داره یه عالمه

دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه دوست دارم یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه

دوست داره یه عالمه

دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

غزل محبت رو نیستی که معناش بکنی

غصه بیحیا شده نیستی که رسواش بکنی

گلدونا گل نمی دن بی تو بهونه می گیرن

آینه دل تنگ برات نیستی خاطر خواش بکنیدوست دارم یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه

دوست داره یه عالمه

دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه دوست دارم یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه

دوست داره یه عالمه

دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

Eghteshash

نیازی به توضیح نداره از بند بند این شعر میتوان شرایط ایران را تصور کرد

دست خالی و در راه اعتقاد جان خود را فدا خواهیم کرد ویا دآوری اینکه سکوت ما خود نوعی مبارزه است و گرچه شهر آرام است ولی تا رسیدن به نتیجه دل ما آرام نخواهد گرفت

Gandomak

روی این خاک غزلساز دلم

پا فرو کردی یک روزی گندمک

اومدی تو قصه هام گذر کنی

ریشه کردی خونه ساختی کم کمک

رقص موهات تو غروبها گندمک

خورشیدو به پشت کوهها می بره

شاید از خجالتش در نیومد

یکی هست از خودش آفتابی تره

ما که خاکیم زیر پات ، آب شدیم از کرشمه هات

یه نگاه به ما بکن ، کم که نمی شه از چشات

عاشق رنگ طلای گیسوهات

عاشق سرخی رنگ گونه هات

گندمک وقتی نگاهم می کنی

دیگه از یادم می ره بهونه هات

خیلی وقته رگ و ریشه ت تو تنه

خونه ی خاطره هات قلب منه

اگه باز ترانه غوغا می کنه

واسه اعتراف عاشق شدنه

ما که خاکیم زیر پات ، آب شدیم از کرشمه هات

یه نگاه به ما بکن ، کم که نمی شه از چشات

Gitare sorkh

دریا حسادت می کنه ، به آبی خیس چشات

شب با هزار گیتار سرخ ، میاد به دنبال صدات

خون همه ستاره ها ، جنگل سبز زیر پات

تنور سرخ دست من ، ترانه می پزه برات

آسمون خاکستری ، آفتابی می شه به هوات

بهار دل نازک من ، منم که می بارم به جات

که مثل شبنم می چکم ، قطره قطره روی لبات

بوسه بر انگشت تو ام ، مثل یه حلقه ی طلا

غیبت تو مرگ صدا ، خود سوزی شاپرکا

بوی تو بوی گندم ، ضیافت سفره ی ما

گل غزل حافظ ما ، نشسته بین من و تو

آخر بیت کهنگی ، اول و هر کلام نو

من تو ام ، تو همه ام ، نفس نفس این همه شو

بهار دل نازک من ، منم که می بارم به جات

که مثل شبنم می چکم ، قطره قطره روی لبات

Gharibeh

خیلی غریبی واسه من از چه شبی جداشدی

از چه زمینی‌ خاک تو لونه سایه ها شدی

کدوم غروب نشونی داد شب از کدوم جاده بیای

از عاشقای رهگذر نشونی منو بخواه

وقتی که حرف من نبود کدوم صدا در تو نشست

کدوم ستاره پر کشید تو چشمای تو نطفه بست

غریبه ای اما دلم برای تو پر میزنه

برای پیدا کردنت به هر شبی سر می زنه

هی غریبه خوش اومدی به جشن ساده تنم

بیا که من به گریه هات یه رنگ تازه می زنم

Ghesseye eshgh

کی به نرخ دل من ناز نگاتو می خره

کی میره به جنگ غم وقتی که چشم تو تره

کی برات شونه میشه وقتی که گریه می کنی

توی قحطی امید به کی تو تکیه می کنی

کی میشه سنگ صبور وقتی پر از بهونه ای

وقتی دلخور از همه شاکی از این زمونه ای

اون منم که پای تو از همه چی دل می کنم

اون منم که جون میدم به پاتو دم نمی زنم

تا ته قصه ی عشق شونه به شونه هات میام

از تموم روزگار چیزی به جز تو نمی خوام

کیه که شبنمو از روی چشات بر می داره

گل ناب خنده رو کی روی لبهات می ذاره

بگو کی دق می کنه وقتی چشات بارونیه

غصه توی قلب اون بدون تو زندونیه

کی میشه سنگ صبور وقتی پر از بهونه ای

وقتی دلخور از همه شاکی از این زمونه ای

اون منم که پای تو از همه چی دل می کنم

اون منم که جون میدم به پاتو دم نمی زنم

تا ته قصه ی عشق شونه به شونه هات میام

از تموم روزگار چیزی به جز تو نمی خوام

Ghazal naz

غزل نازم غزل نازم غزل ناز

حریف ناز هر چه ساز و آواز

هوادار صدای هق هق من

هوای سالم از خود گذشتن

همین امشب تو را بر شانه بردن

همین امشب تو را هر لحظه مردن

دوباره نوبت بی خوابی من

دوباره ساعت بی تابی من

خودم تعریف تاراجم

خودم تعریف تاراجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

خودم تعریف تاریخ تاراجم

خودم تعریف تاراجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

چهل قرن از نخستین بوسه دورم

پر از دل شوری دریای شورم

هزاران سال از آغوش تو خالی

همیشه جای تن پوش تو خالی

همیشه مثل یک آه کشیده

شبیه نامه های نرسیده

دوبازه باید از نازک شدن گفت

دوباره باید از اندوه من گفت

خودم تعریف تاراجم

خودم تعریف تاراجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

خودم تعریف تاراجم

خودم تعریف تاراجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاج

چهل قرن از نخستین بوسه دورم

پر از دل شوری دریای شورم

هزاران سال از آغوش تو خالی

همیشه جای تن پوش تو خالی

همیشه مثل یک آه کشیده

شبیه نامه های نرسیده

دوبازه باید از نازک شدن گفت

دوباره باید از اندوه من گفت

خودم تعریف تاراجم

خودم تعریف تاراجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

خودم تعریف تاراجم

خودم تعریف تاراجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاجم

به تو محتاج محتاج

Hamsafar

چکید از آینه یه قطره شبنم

تو تاریکی دلهای من و تو

از اون روزی که صاحب خونه شد عشق

شدیم مهمون شادیها من و تو

چه بیهوده جدا از فصل خورشید

توی تاریکی دنیا دویدیم

عجب غافل که آب در کوزه و ما

تمام عمر پی دریا دویدیم

ولی آغوش پر بخشایش عشق

ما رو در بر گرفت از خود رها کرد

اگرچه دور از او بودیم همیشه

ما رو به بندگی خود صدا کرد

چه خوش اقبال و خوش ستاره بودیم

دچار هم شدیم از خود گذشتیم

به دلهامون شگون عشق نظر کرد

حصار من شدن ها رو شکستیم

بدون ای همسفر آن سوی بودن

جهانی هست پر از شور و ستاره

برای هر کسی که دل سپرده

یه پاداش تولدی دوباره

بدون ای همسفر آن سوی بودن

جهانی هست پر از شور و ستاره

برای هر کسی که دل سپرده

یه پاداش تولدی دوباره

Havaye parvaz

من یه پارچه آسمونم

واسه پر گرفتن تو

تا ابد به جون میگیرم

سختیه پریدنت رو

من میشم هوای پرواز

تو بشو ترانه من

بی تو كه معنی نداره

شعر عاشقونه ی من

فكر نكن زندگی خوابه

حیف بی صدا بشینیم

میخوام تا آخر دنیا

از شقایق جون بگیریم

جای تو تو آسموناس

توی واژه های شعره

جایی كه قلب جنونم

بنده ی صدای عشقه

بنده ی صدای عشقه

به خدایه آسمونم واسه پر كشیدن تو

تا ابد به جون میگیرم سختیه پریدن تو

ای تو الهام ترانه پر بگیر تویه وجودم بشكن این صد سكوت و خو بگیر با آشیونم

خو بگیر با آشیونم

فكر نكن زندگی خوابه

حیف بی صدا بشینیم

میخوام تا آخر دنیا

از شقایق جون بگیریم

جای تو تو آسموناس

توی واژه های شعره

جایی كه قلب جنونم

بنده ی صدای عشقه

بنده ی صدای عشقه

Hichki mesle to nabood

صدای تو بیداریه بیشه

آواز سبز برگه

صدای تو پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه

صدای تو آهنگ شکستن

بغض یه دنیا حرفه

تقدیری از آواز غریبه

زنجیر اونو بسته

هیچکی مثل تو نبود

هیچکی مثل تو نبود…با من نبود

هیچکی با من مثل تو

توی نبض شب من سفر نکرد

هیچکی مثل تو نبود

هیچکسی درد منو چاره نکرد

هیچکی مثل تو نبود

هیچکی مثل تو برام

گلهای کاغذی رو پاره نکرد

هیچکی مثل تو نبود

تو غرورت مثل کوه

Hichki mesle to nabood (remix)

صدای تو بیداری بیشه آوازه سبزه برگه

صدای تو پر وسوسه مثله شب خونیه تگرگه

صدای تو آهنگه شکستن بغض یه دنیا حرفه

تصویری از اوازه صریح قندیله کوه و برفه

هیچکی مثله تو نبود

هیچکی مثله تو نبود با من نبود

هیچکی با من مثله تو توی نبض شب من سفر نکرد

هیچکی مثل تو نبود

هیچ کسی درد منو چاره نکرد

هیچکی مثل تو نبود

هیچکی مثل تو برام گل های کاغذی رو ÷اره نکرد

هیچکی مثل تو نبود

تو غرورت مثله کوه مهربونیت مثله بارون مثله خاک

مثله یک جزیره دور مثله یک دریا پر از وحشته خواب

هیچکی مثل تو نبود

هیچکی مثله تو نبود با من نبود

هیچکی با من مثله تو توی نبض شب من سفر نکرد

هیچکی مثله تو نرفت

هیچکی مثله تو نموند

شعرهای تنهاییمو هیچکی مثله تو نخوند

همه حرف هام ماله تو

همه شعرهام ماله تو

دنیایه من شعرمه همه دنیام ماله تو

هیچکی مثل تو نبود

هیچکی مثله تو نبود با من نبود

هیچکی با من مثله تو توی نبض شب من سفر نکرد

Jadoye to

ناز کن ناز کن

ناز کن ناز کن

ناز کن ناز کن

ناز کن ناز کن

ناز کن ناز کن

ناز کن ناز کن

ای آتشین طناز من

ای حسرت شبهای من

مست شراب ناز تو

این روح نا آروم من

ای طعم شیرین نیاز

ای راز عطر رازقی

یاقوت سرخ خواهشم

مثل شقایق عاشقی

ناز کن ناز کن

این جادوی توست

Javooneh

زیر یه سنگ سیاه

پونه ای زد جونه

سر در آورد از تو خاک

آسمون رو ببینه

سایه سیاه سنگ

افتاده بود رو تنش

سردی پیکر سنگ

مونده بود رو بدنش

خسته شد نشست رو خاک

اون جونه قشنگ

نتونست بیاد بیرون

از زیر سینه سنگ

گفت که:

“زیر سنگ سخت

من غریب و اسیرم

زیر این حجم کبود

جون میدم, من میمیرم.”

سنگه تا حرف و شنید

قلب سنگی اش شکست

گفت که:

” با این همه درد

نمیشه اینجا نشست

لبه پرتگاه جنون

لغزید و افتاد توی رود

چه قشنگ کار سنگ

تو سکوت شعر من

رسیدن به اوج عشق

قصه سقوط سنگ

یکی هست که میگذره

از خودش ببین چه سخت

سنگه افتاد ته رود

تا جونه شد درخت

Khatereh

برهنه از این روزگار خراب با تو بودنم

تشنه نیلی چشات مطلوب از تو خوندنم

افتاده از نفس ترین فریاد این قصه شدم

رفیق نیمه راه تو همسفر غصه شدم

از غربت دستای تو تا ته شب پرسه زدم

خالیه جای تو ولی شکستم و دم نزدم

مطلوب از تو مردنم معصوم بی چون و چرا

مهمون شام آخرم اما هنوزم چشم به راه

شبانه های بی رمق با یاد تو سحر میشن

قشون نحس غصه ها پیش تو دربدر میشن

تو کوچه های خاطره دربدر یاد توام

یه عمره بی توام ولی اسیر فریاد توام

از غربت دستای تو تا ته شب پرسه زدم

خالیه جای تو ولی شکستم و دم نزدم

مطلوب از تو مردنم معصوم بی چون و چرا

مهمون شام آخرم اما هنوزم چشم به راه

Khorshide shekasteh

تو یه خورشید شکسته

من زمین سرد و خسته

بی حرارت وجودت

تویه بهت غم نشسته

من دیوونه ی عاشق

به خیالم تو خدایی

همه شب بیدار میموندم

که تو با سحر بیایی

من میخواستم توی رگهام

معنی زندگی باشی

به تن خسته ی عاشق

نورآرزو بپاشی

واسه تو فرقی نمیکرد

بودن و نبودن من

پای خستمو ندیدی

لحظه ی تلخ شکستن

تو هنوز تو آسمونی

من زمینم که اسیرم

من بازم در انتظارم

که نفس از تو بگیرم

من بازم در انتظارم

که نفس از تو بگیرم

تو غریبه من یه عاشق

که برات دل نگرونه

فاصله بین من و تو

اززمین تا آسمونه

روزای خوبه گذشته

کاشکی بر میگشت دوباره

Mahal nist

گل یاس تا تورو دیده

رنگو روش بیشتر پریده

رفته از دکه ی گلخونه

کمی ســــرخاب خریده

گل یاس خبر نداره

رنگ تو از شرم و حیاته

سرخ شدی وقتی که گقتم

دل من هــمـــش باهاته

محال نیست تو رو داشتن

محال نیست

تو گفتی منو می خوای

این خیال نیست

محال نیست تو رو داشتن

محال نیست

تو گفتی منو می خوای

این خیال نیست

عطر گلهارو میدوشم بشه دریا

واست خونه می سازم از صدف ها

خدا شاهدمه تو آسمو نا

تو رو می خواستم از تموم دنیا

محال نیست تو رو داشتن

محال نیست

تو گفتی منو می خوای

این خیال نیست

محال نیست تو رو داشتن

محال نیست

تو گفتی منو می خوای

این خیال نیست

گل یخ تا تو رو دیده

یخ زده دیگه بریده

به قشنگی ی تو هرگز

گلــــی تو باغـچه ندیده

خدا با تموم احساس

تو رو اینـجور آفریده

با قلم موهای رنگی

تو رو زیبا تر کشیده

محال نیست تو رو داشتن

محال نیست

تو گفتی منو می خوای

این خیال نیست

Meygol

میگل زردین بهار

عشق ترانه پوش من

سودای بی پایان تویی

ای تلخ ترین شیرین من

اگه یه روز تو چشم تو

من بی نگاه، نگاه کنم

از تو عذاب دلنشین

به تو گلایه می کنم

میگم که دلتنگه توام

تا توبه هاتو بشکنی

تا ناله های تیشه ی

فرهاد رو کوه رو بشنوی

میگم به تو میگل من

چکیدی از گل های عشق

تشنه ترینم واسه تو

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

فقط تویی تو این کویر

چشمه ی نیلی رنگ آب

زنده به امید توام

ای واقعی ترین سراب

میجوشی تو رویای من

جاری میشی‌ تا بیکران

مینوشم از تو تا ابد

ای جام ناب شوکران

میگم که دلتنگه توام

تا توبه هاتو بشکنی

تا ناله های تیشه ی

فرهاد رو کوه رو بشنوی

میگم به تو میگل من

چکیدی از گل های عشق

تشنه ترینم واسه تو

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

شراب کیمیای عشق

Moattar

سحرگون شد شب تاریک قصه
از اون وقتی که مهتابش شدی تو
به عشقت خفته نبض طبع شعرم
تپش از سر گرفت جانانه از نو

معطر شد هوای شهر ذهنم
از عطر لحظه مرغوب دیدار
گذشتم از غبار شک و تردید
شدم از خواب کتمان تو بیدار

به شوق حس خوب خواستن تو
شدم از دست دلشوره فراری
نفس از نیم نگاه تو گرفتم
شدم در بستر عشق تو جاری

به شوق حس خوب خواستن تو
شدم از دست دلشوره فراری
نفس از نیم نگاه تو گرفتم
شدم در بستر عشق تو جاری

قلندروار و خالی از غریزه
اسیر مسلخ بی تابی و وهم
نشستم پای ناز و غمزه تو
به حال این حقیر کردی تو هم رحم

سکوت مطلق شرم و هراسو
چه خوش آهنگ و بی پروا شکستی
نجابت خرج من کردی و آخر
به این دل چه فریبانه نشستی

به شوق حس خوب خواستن تو
شدم از دست دلشوره فراری
نفس از نیم نگاه تو گرفتم
شدم در بستر عشق تو جاری

به شوق حس خوب خواستن تو
شدم از دست دلشوره فراری
نفس از نیم نگاه تو گرفتم
شدم در بستر عشق تو جاری

تو بوران زمستون محبت
سپردی دست من دست بهار رو
تو دردانه تر از لمسه یه لبخند
ربودی از نگاهم انتظار رو

قسم خورده به عشقت سربلندم
اگه حتی کنار من نمونی
میمونم تا ابد رو خاک یادت
مرید لحظه های آسمونی

به شوق حس خوب خواستن تو
شدم از دست دلشوره فراری
نفس از نیم نگاه تو گرفتم
شدم در بستر عشق تو جاری

به شوق حس خوب خواستن تو
شدم از دست دلشوره فراری
نفس از نیم نگاه تو گرفتم
شدم در بستر عشق تو جاری

Naji

ای که دل گرفته از این روزگار بی مرامی

ای که از دست زمونه با گلایه هم کلامی

ای که بال و پر گرفتی به هوای دل پاکم

با تو آسمونیم. اما تو نباشی جنس خاکم

مثل شهسوار قصه من به داد تو رسیدم

تو پی عشق بودی من درد تو رو به جون خریدم

من با ابریشم حرفات ترمه ی غزل رو بافتم بافتم

با دل خوش از حضورت خونه عشقم رو ساختم

به خدا قسم می تونم ناجی دل تو باشم

تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم

به خدا قسم می تونم ناجی دل تو باشم

تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم

‌از خودم می‌گذارم، اما واسه تو چلّه می‌شینم

تو رو رو چشمام می زارم تا که دنیا رو نبینم

فکر نکن مسافری و من فقط راه عبورم

تکیه کن به من همیشه که خود سنگ صبورم

به خدا قسم می تونم ناجی دل تو باشم

تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم

به خدا قسم می تونم ناجی دل تو باشم

تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم

Niaz

تن تو ظهر تابستونو بیادم میاره

رنگ چشمهای تو بارونو بیادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

قهر تو تلخی زندونو بیادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه

تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب

من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو مثل وسوسه شکار یک شاپرکی

تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای

تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو قشنگی مثل شکلهایی که ابرها میسازند

گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازند

اگه مردهای تو قصه بدونن که اینجایی

برای بردن تو با اسب بالدار میتازند

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

Parseh

پرسه بزن تو چشم من

چشام که خواب ندارن

برای رد پای تو

همیشه جا میذارن

پرسه بزن توی خیال

خیاله من ماله تو

قلبمو میدم که بشه

عیدیه امساله تو

پرسه بزن توی خیال

خیال من ماله تو

قلبمو میدم که بشه

عیدیه امساله تو

پرسه بزن تو یاده من

که دل خوشم بیادت

چکارکنم دل عاشقه

دل بدجوری میخوادت

پرسه بزن توی خیال

خیال من ماله تو

قلبمو میدم که بشه

عیدیه امساله تو

Roofoozeh

پشت یه نیمکت کهنه گوشه کلاس میشستم

یادمه اومده بودی اون روزا تو سرنوشتم

همه ی فکر و حواسم جای درس پیش تو بودش

یاد تو توی خیالم همش آتیش می سوزوندش

روفوزه روفوزه

روفوزه سر هر کلاس درسم

ولی از ولی از

یه تجدید توی عشق تو می ترسم

جای جزوه تو کتابام همش از تو می نوشتم

با خیالت تو کلاسم فکر می کردم تو بهشتم

عکستو نقاشی کردم وسط دفتر مشقم

توبودی تموم دنیام تو بودی بی بی عشقم

روفوزه روفوزه

روفوزه سر هر کلاس درسم

ولی از ولی از

یه تجدید توی عشق تو می ترسم

واسه تو ترانه گفتم ته دفتر حسابم

فکر بی تو شدن اما بد جوری می داد عذابم

زنده با عشقو نوشتم روی تخته روی دیوار

کندم اسمت و رو نیمکت با نوک سوزن پرگار

روفوزه روفوزه

روفوزه سر هر کلاس درسم

ولی از ولی از

یه تجدید توی عشق تو می ترسم

Sarab

با وجود سراب بودن خنده با وجود تجاوز غم به پیکره زندگی هنوز هستیم

شعری سر شار از استعاره و تشبیه و …. که فراخ فراخ جای تحلیل و بحث دارد و کار باید به کار دان سپرده شود شاید بعد ار بارها بارها گوش دادن به سرااب هنوز مفاهیمش رو درک نکردم مقاله ای بلند میشود در تحلیل کلمه به کلمه این کار نوشت بماند که تحلیل آهنگ از نظر موسیقیایی خود مبحثی جداست

توی محکم زمونه متهم به بی گناهی

مثل طفل سر راهی در جدال با بی پناهی

پشتمونو کرده خم این بار غصه ی زیادی

سراب خنده و شادی مثل بند انفرادی

مثل عشق بازی جوهر رو تن کاغذ عریون

غم شده ناخونده مهمون تا بگیره ازمون جون

تقصیر کسای دیگه س اگه ما داریم می لنگیم

اگه خاکستری رنگیم خوشی‌ ماه و ما پلنگیم

اگه همدم سکوتیم نگو گیجیم نگو منگیم

نگو بی دل مثل سنگیم خسته از آتیش و جنگیم

خسته از آتیش و جنگیم

کوچه های مه گرفته جون میدن برای پرسه

تو هوای گنگ خلسه حال مارو کی می پرسه

از گذر گاه ملامت همه در حال عبوریم

به خدا خیلی صبوریم گرچه از دلخوشی دوریم

تقصیر کسای دیگه س اگه ما داریم می لنگیم

اگه خاکستری رنگیم خوشی‌ ماه و ما پلنگیم

اگه همدم سکوتیم نگو گیجیم نگو منگیم

نگو بی دل مثل سنگیم خسته از آتیش و جنگیم

خسته از آتیش و جنگیم

Sarbaze eshgh

مثل صدای انفجار تو قلب جنگل صدات تو قلب من نشست دیدار اول

مثل نگاه یه اسیر به بال پرواز تا دیدمت عاشق شدم لحظه ساغاز

سرباز عشقم با دلم همش می جنگم گله نکن از من و از این دل سنگم

سرباز عشقم با دلم همش می جنگم گله نکن از من و از این دل سنگم

مثل یه زنجیر عشق تو بسته به جونم می خوام فراری بشم اما نمی تونم

یه رو معافی می گیرم اگه بتونم حرف نگفتم رو به مقصد می رسونم

سرباز عشقم با دلم همش می جنگم گله نکن از من و از این دل سنگم

سرباز عشقم با دلم همش می جنگم گله نکن از من و از این دل سنگم

غرور من دشمن جون و تن من شد وحشت از عاشقی که پیراهن تن شد

همش جنگیدم با دلم از روز اول مغلوب شدم تو بردی قهرمان یه زن شد

سرباز عشقم با دلم همش می جنگم گله نکن از من و از این دل سنگم

سرباز عشقم با دلم همش می جنگم گله نکن از من و از این دل سنگم

با دلم همش می جنگم

Sedaye to

به بودنه تو دل خوشم

تو شهر شعر من بمون

تو این سکوت بی‌ دلیل

سکوت و بشکنو بخون

صدات منو به آسمون

رو بال ابرا میبره

بخون که آهنگ صدات

منو به رویا میبره

بخون،.. که وسعت صدات

وسعت عاشق شدنه

بخون،.. که با صدای تو

بغض ترانه میشکنه

بخون،.. که وسعت صدات

وسعت عاشق شدنه

بخون،.. که با صدای تو

بغض ترانه میشکنه

ثانیه ها عاشق میشن

به حرمت صدای تو

بذار ترانه گل کنه

تو باغ خنده های تو

صدات صدای عاشقی

صدای دردای منه

پر از یه حسّه بکر و نو

حسّه به تو رسیدنه

بخون،.. که وسعت صدات

وسعت عاشق شدنه

بخون،.. که با صدای تو

بغض ترانه میشکنه

بخون،.. که وسعت صدات

وسعت عاشق شدنه

بخون،.. که با صدای تو

بغض ترانه میشکنه

تو این شبای سوت و کور

طلوع عاشقانه شو

قحطیه آوازه بخون

تو بهترین ترانه شو

آرامشو ازم نگیر

صدای تو آرامشه

واسه شنیدنه صدات

ترانه غرق خواهشه

بخون،.. که وسعت صدات

وسعت عاشق شدنه

بخون،.. که با صدای تو

بغض ترانه میشکنه

بخون،.. که وسعت صدات

وسعت عاشق شدنه

بخون،.. که با صدای تو

بغض ترانه میشکنه

Setayesh

از شب شعر با تو می گم

یه ترانه باورم کن

منو صادقانه بشناس

رخت چشماتو تنم کن

رقص تعمیدی گلها

خواهش نوازش توست

تاجدار تخت خورشید

مست آفرینش توست

ای تو همراز اهورا

چی میشه با من بسازی

به من شبزده شاعر

دلتو از نو ببازی

گفتن از اسم تو زیباست

هر نفس نیایش تو

کنج آتشکده ی شمع

با غزل ستایش تو

فرصت جدا نبودن

فرصت دلدادگی هاست

فرصت دیدار امروز

قصه ی پیمان فرداست

ای از اول آشنا رو

تو که روشنی دستات

منو مهمون کن به جشن

خواب مهتابی شبهات

ای تو همراز اهورا

چی میشه با من بسازی

به من شبزده شاعر

دلتو از نو ببازی

گفتن از اسم تو زیباست

هر نفس نیایش تو

کنج آتشکده ی شمع

با غزل ستایش تو

Simhaye khardar

اولین کار شهریار که مضمونی سیاسی اجتماعی دارد و آزادی را به شیوه ای ملموس ستایش کرده و معنای آن را به هر کس با هر درکی می فهماند « کی گفته که یه قطره آب بس برای تشنگی. کاری که هوای آزادی را بوی آزادی را به همه چیز ترجیح می دهد

سیمای خاردار رو نکش دور و برم

هوای آزادیه مهمون تو سرم

چنده بگید قیمته آزادی چیه

به قیمت جونم باشه من می خرم

اجر و چوب و پنجره سلولمه

هوای تازه یه نفس برام کنممه

نگاه من شکل عجیبه ماتمه

هزار سوال بی جواب مگه کمه

جای منی که قلبشو برای عشق وا می کنه اینجا ها نیست

توی کویر بی کسی کسی رو پیدا می کنه اینحا ها نیست

هوای ازادی می خواد روح و تنم

دلم می خواد از قید و بند دل بکنم

کی گفته که صدای اب بسه برای تشنگی یا با یک نگاه شیرین یادت میره گرسنگی

کی گفته یه وقت خواب یعنی رسیدن به خواب وقتی واسه هزار سوال نداری حتی یک جواب

سیمهای خاردار رو نکش دور و برم

سیمهای خاردار رو نکش دور و برم

سیمهای خاردار رو نکش دور و برم

Ta abad fars

خاک من ایران من گوهر خاورمیانه

رسم تو آیین تو از شکوهی بس کهن دارد نشانه

خاک من ایران من گوهر خاورمیانه

رسم تو آیین تو از شکوهی بس کهن دارد نشانه

من درختی بس تنومند ریشه ام در دامن تو

پر بار و پر هویت، بذر من اندیشه تو

مرد پارسم وارث منشور کوروش

هم مرام رستمم من از تبار شمس و ذرتشت

مرد پارسم، استوارم، هم چو تاریخ، هم چو طوفان میزنم بانگ

من خلیجم تا ابد فارس من خلیجم تا ابد فارس

من خلیجم تا ابد تو فارس خلیجم تا ابد فارس

مردی از ایران و در دست من پیام صلح دارم

از ارس تا رود کارون یک جهان تاریخ دارم

مرد پارسم عاقبت شویم غبار غم ز رویت

زنده دارم تا ابد یاد نیاکان نکویت

من خلیجم تا ابد فارس من خلیجم تا ابد فارس

من خلیجم تا ابد فارس من خلیجم تا ابد فارس

Taraneh baroon

ترانه بارونت کردم به عشق مهمونت کردم

تو سینه زندونت کردم اما صدامو نشنیدی

دور چشات طواف دادم از تب و تاب نیفتادم

از تو سرودم دم به دم انگاری بازم ندیدی

تو چشات داره به من دروغ میگه

دل تو پر زده یک جای دیگه

عزیزم دنیا که آخر نمیشه

اگه ما هم بگذریم از همدیگه

تو چشات داره به من دروغ میگه

دل تو پر زده یک جای دیگه

عزیزم دنیا که آخر نمیشه

اگه ما هم بگذریم از همدیگه

خورشیدو کردم تو قفس تا تو بتابی یک نفس

دل بریدم از همه کس ولی ازم دل بریدی

روی ماهو پوشوندم و تو رو به جاش نشوندم و

غرورمو شکوندم و اما آخر پر کشیدی

تو چشات داره به من دروغ میگه

دل تو پر زده یک جای دیگه

عزیزم دنیا که آخر نمیشه

اگه ما هم بگذریم از همدیگه

تو چشات داره به من دروغ میگه

دل تو پر زده یک جای دیگه

عزیزم دنیا که آخر نمیشه

اگه ما هم بگذریم از همدیگه

تو چشات داره به من دروغ میگه

دل تو پر زده یک جای دیگه

عزیزم دنیا که آخر نمیشه

اگه ما هم بگذریم از همدیگه

تو چشات داره به من دروغ میگه

دل تو پر زده یک جای دیگه

عزیزم دنیا که آخر نمیشه

اگه ما هم بگذریم از همدیگه

Vasvase

شمیم یک وسوسه ای میپیچی تو اعماق شب

عاشق میشه از بوی تو محبوبه عطرین شب

وسوسه ای به رنگ آب زلال و عاری از گناه

وسوسه ای مثل عطش نه میوه سرخ حوا

آشفته میشه از تو خواب به هر کجا تصویر تو

پر میشه خواب و بسترم از حس عصر آگین تو

گسترده میشه نقش تو مثل یه سایه روی من

تا که میام بگیرمت محو میشی تو دستای من

وسوسه شیرین من هر شب تو مهمون منی

افسوس مثل سایه رو آب فقط تو رویای منی

یه روزنی به سوی نور تو قلب این دیوار تار

دنیا رو از تو میبینم ای نازنین هم تبار

آشفته میشه از تو خواب به هر کجا تصویر تو

پر میشه خواب و بسترم از حس عطر آگین تو

گسترده میشه نقش تو مثل یه سایه روی من

تا که میام بگیرمت محو میشی تو دستای من

Vatan

کاری بینهایت زیبا که دو بیت ابتدایی از خانوم رهنورد است که خود حاوی مفاهیم بسیاری است مفهوم اتحاد مفهوم امید و ایستادگی تا همیشه مفهوم صبر .در ادامه شهریار فرا تر از مرز تمام دینها میرود و قصد هر حرکتی را ایران میداند -وطن خدای قلب ماست-

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مُرد ،تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی ،پسری هست هنوز

قسم به تورات خدا

قسم به انجیل مسیح

قسم به قرآن مجید

قسم به زرتشت فقید

قسم و باز هم قسم

به حرمت کیان قسم

قسم به آنچه هست و نیست

قسم به نطفه ای نفیس

وطن شعور و فهم ماست

وطن امید نسل ماست

ذلیل نماند این وطن

چون عشق او در رگ ماست

که تا به تن جانی به پاست

که تا عَلم به دست ماست

که تا دمی ز ما به جاست

وطن خدای قلب ماست

وطن خدای قلب ماست

Yaghoot

ای دو چشمات مثل یاقوت کبود

منو چشمات تا به آسمون کشوند

شدم از عشق تو رسوای جهان

واسه این دل دیگه آبرو نموند

ولی راضیم از این دیوونگی

که همین قشنگه تو این زمونه

به جز عشق و مهربونی نازنین

دیگه هیچی تا ابد نمیمونه

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

توی این تلخی سرد روزگار

دل عاشق مثل من گیر نمیاد

بیا دستاتو بذار تو دست من

تا پشیمونی سراغ تو نیاد

اگه عاشق باشی بردی بازی رو

اگه نه هدر دادیم جوونی رو

من که عاشقم خوب میدونی

نمیخوام بی تو من این زندگی رو

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

میدونم عاشقمی دیوونه وار

دیگه آب از سر ما گذشته یار

واسه چی عشقتو پنهون میکنی

دیگه دستت پیش من رو شده یار

Parvaz Ba Khorshid // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  1. Parvaz Ba Khorshid // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  2. Zemzemhei Dar Bahar // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  3. Saghi // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  4. Risheh Dar Khak // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  5. Hamvareh Toei // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  6. Eshgh // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  7. Koocheh // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  8. Sofreh Sin // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  9. Daryaye Negah // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  10. Zahre Shirin // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  11. Meeraj // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  12. Nemikhaham Bemiram // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  13. Khake Pedaran // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar
  14. Ba Tamame Ashkhayam // Shahryar Rumi - Zemzemehei Dar Bahar